الشيخ رسول جعفريان

854

رسائل حجابيه (فارسى)

الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ » ؛ « 1 » و اما موقعيت زنان در نزد چينيان ، حتى امروزهء ايشان ؛ زن در نزد مرد چينى قدر و قيمتى ندارد . زن موقعى كه آبستن مىشود ، تمامى افراد خانوادگى در هنگام وضع حمل او با نهايت نگرانى منتظر شده ، مىخواهند بدانند كه آيا طفل دختر است يا پسر . هرگاه مولود دختر شد ، از روى تنفّر و برائت مىگويند كه يكنفر خدمتگزار بر عدّه مردم چين افزوده شد . اقرن و خويشاوندان و پدر و مادر طفل و كسان او را تعزيت داده و تسليت مىگويند . هنوز چينيان دختران نوزاد خويش را به وسائل مختلفه از خود دور و در صحراها و بيابان‌ها انداخته و از زندگى مهجورش مىنمايند يا به تجّارى كه به تجارت اين كار مشغولند ، مىفروشند . در چين هيچ مزاوجتى در نتيجهء عشق و محبّت قلبى به زنان واقع نمىشود . داماد و عروس ابدا يكديگر را نمىبينند . مرد در موقع تاهّل حقّ رد و قبول دارد ؛ اما زن مجبوره است كه مطيع حكم پدر و مادر بوده و انتخاب آن‌ها را بپذيرد . و اما اعراب كه بر زن هيچ‌گونه وقعى نمىگذاشتند ؛ سهل است از كثرت حماقت و جهالت ، پاس ناموس خود نيز نمىنمودند . حتى به درجه‌اى كه زنان خود را با يكديگر معاوضه و مبادله مىكردند . ابو هريره گويد : كان البدل فى الجاهلية أن يقول الرّجل للرّجل : بادلنى بامرئتك و أبادلك بامرأتى تترك عن امرأتك فأترك لك عن امرأتى ؛ فانزل اللّه عزّ و جل : « وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ » ؛ « 2 » پس از آن روايت كند كه دخل عيينة بن حصين على النبى صلى اللّه عليه و آله و سلم : و عنده عايشة ، فدخل به غير اذنه ؛ فقال له النبى صلى اللّه عليه و آله و سلم : فأين الإستيذان ؟ قال : ما استأذنت على رجل من مضر منذ أدركت ؛ ثم قال : من هذا الحميراء الى جنبك ؟ فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم هذه عايشة . قال عيينه : أفلا أترك لك عن أحسن الخلق و تترك عنها ؟ فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم : انّ اللّه عزّ و جلّ قد حرّم ذلك علىّ . فلمّا خرج قالت له عايشة : من هذا ؟ قال : هذا أحمق مطاع ، و انّه على ما ترينّ لسيّد قومه . « 3 » نخست شخصى كه به حال زن رحمت آورد و كلمات تلطّف‌آميز و عطوفت‌انگيز را گوشزد امّت خود نمود ، جناب عيسى بن مريم بود ؛ اما نصارى كاملا به اوامر او عمل ننمودند . اكنون نيز جمعى از كشيشان ، زنان را مركز خطيآت و مبدأ سيئات مىدانند . اين بود سلوك مردان در قديم الزّمان با طايفهء نسوان و دختران بلكه الى الآن هم باقى است . چرا چنين مىكنند ؟ براى اين‌كه از انسان آزاد خودسر همه چيز ممكن است بروز

--> ( 1 ) . نحل ، 59 ( 2 ) . احزاب ، 52 ( 3 ) . معانى الاخبار ، ص 275 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 238